السيد الطباطبائي
114
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
اما استدلال مرحوم طباطبائى كه مى گويد « متروك گذاشتن بعضى اموات عقلًا و نقلًا محال است » ، جاى تامّل دارد . اما عقلا : اگر در مطلب اول مى فرمود كه سخن مجلسى محال است عقلًا ، كاملًا به جا بود . زيرا امكان ندارد زمانِ يك عالَم سريع الانقضاء باشد اما ثواب و عذاب در آن بسى طولانى باشد . و لذا مجلسى فرمود : اين سخن در مقام تنزّل است . تا اين اشكال عقلى متوجه سخنش نباشد . ليكن در اين مطلب دوم ، هيچ وجهى براى محال عقلى نيست ؛ اگر فرض شود كه بعث با نوعى تدريج خواهد بود و عدّه اى به دليل چگونگى عمل شان زودتر به محشر مى روند و عدّه اى ديگر به دليل چگونگى عمل شان خيلى ديرتر به محشر خواهند رفت . آيا اين فرض ، فرض محال است يا فرض ممكن ؟ - ؟ نقل : و همچنين اگر حديث هائى كه به اين « تدريج » اشعار دارند ، را تأويل نكنيم ، با كدام دليل نقلى يا اصلى از اصول به اصطلاح نقلى دين ، سازگار نمى شود ؟ خواهيم ديد ( و همانطور كه از بيانش روشن است ) مراد مرحوم طباطبائى از نقل ، آيه يا فلان حديث معين نيست ، مرادش اصول مسلّم دينى است . چرائى استدلال اين چنينى در اين نكته است كه او به مراد مجلسى از كلمه « ملهّو » ، توجه نكرده است ؛ اين كلمه كاربرد متعدد دارد كه در برخى از آن ها عنصر منفى هست كه با علم و عدل خدا سازگار نيست و محال است مانند : 1 - ملهّوعنه : چيزى يا امرى از امور ، كه كسى به دليل اشتغال به لهو و لعب ، آن را فراموش كند . 2 - ملهّوعنه : چيز يا امرى كه كسى به دليل اشتغال به كار عاقلان ديگر ، آن را فراموش كند ، يا از آن غافل باشد .